تبليغاتX
عصا - پدیده ی نوظهور فمنیسم زدگی
و ما تلک بیمینک یا موسی؟قال هی عصاي أَتَوَكَّأُ علیها وأَهُشُّ بها على غَنَمي وَلی فیها مآرب اخری

یکی از پدیده های جالب و نو ظهور در جوامع اسلامی و مخصوصا بین ما ، پدیده ی فمنیسم زدگی است.

پدیده ای که در آن سعی می شود بخش زیادی از مشکلات جامعه(به خصوص در حوزه زنان) را ناشی از فمنیسم بیان کرده و به همین دلیل هیچ گاه به راه حلی برای مشکلات جامعه ی اسلامی دست پیدا نمی کنیم .این پدیده که من آن را ناشی از سطحی نگری اهل علم می دانم ، اگر بخواهد به همین منوال ادامه یابد باعث مشکلات بیشتری در سطح جامعه خواهد شد، زیرا تکرار مداوم این کلمه و باور آن به عنوان مشکل اصلی می تواند یکی از دو نتیجه ی زیر را در بر داشته باشد:

نتیجه ی اول- تکرار مداوم آن سبب باور آن در بین نخبگان ما خواهد شد و در این صورت آن ها(البته اگر بسیار دغدغه مند و مخلص باشند و برای رفع مشکل آستین بالا بزنند) در پی یافتن پاسخ به این سوال که "چرا زن ها زن نیستند؟" تلاش های زیادی خواهند کرد، اما نتیجه ی این تلاش ها جز هدر رفت زیاد سرمایه چیزی نخواهد بود ، چون به دنبال حل مساله و مشکلی بودیم که اصلا مشکل ما نیست و فقط و فقط از روی تشخیص نادرست مدت مدیدی سرگردان بوده ایم و آخر مشکلات خود را نتوانستیم حل کنیم.

نتیجه ی دوم- سطحی نگری ما باعث شده که با بیان این که اینها "فمنیست چادری اند"(یا فمنیست با پوشش اسلامی) مساله را پاک کرده و هیچ گاه به عمق مشکلات نرسیم.(البته توجه به این نکته خالی از لطف نیست که اگر فمنیسم را نه صرفا دفاع از شخصیت و حقوق زنان ، بلکه نظریه ای که برابری زن و مرد را در عرصه های مختلف حیات بشری پی میگیرد ، بدانیم ، در این صورت ، ترکیب میان اسلام و فمنیسم پارادوکسی ایجاد میکندکه جز با باز تفسیر مجدد اسلام بر اساس آموزه های غربی قابل رفع نیست.البته پر واضح است که بازشناسی متون دینی و استفاده از ظرفیت های نهفته ی دین در دفاع از زنان ، به معنای پذیرش مولفه های فرهنگ بیگانه و قبول ادبیات فمنیستی در دفاع از زنان نیست . اما به نظر من استفاده از لغت های فوق ناشی از فهم نادرست هم از اسلام و هم از فمنیسم است.)

قبل از باز کردن بیشتر موضوع ذکر می کنم که جریانات فمنیستی و ضدفمنیستی هر دو ، محصول فرهنگ غربی است و این فرهنگ فمنیستی اصلا زاده ی فرهنگ ما نیست پس بهتر است مشکلاتی که ما در فرهنگ خود با آنها روبرو هستیم را به فمنیسم بر نگردانیم و بدانیم که اسلام به عنوان کامل ترین دین تمام نیازهای پیروانش را می تواند حل کند و الگوی مناسبی برای تمام نیازها و حتی حضور زن در جامعه می تواند ارائه دهد.(فقط باید از بالقوه به بالفعل رسانده شود)همانطور که برجسته کردن این موضوع را در جامعه ناشی از غرض مندی بعضی می دانم که برای مشغول کردن عده ای از نخبگان ما مرتبا این مباحث و سوالات را مطرح می کنند در صورتیکه نقش زنان در جامعه تربیت است و این سالها پیش تدوین شده است و هر فعالیتی که این نتیجه را در بر داشته باشد ، می توان از آن به عنوان فعالیت زنان یاد کرد.

مفهوم خانواده در نظام سكولار، به دعوا بر سر وزن كردن حقوق شوهر و زن منجر می شود ، زیرا روابط درون خانواده براساس قدرت تعریف  میشود و از هر مسأله ای دوست دارند که برداشت زور محور کنند. در آن فرهنگ زن و مرد مسئول هم نیستند، بنابراین بر سر نقش های صد در صد مشابه رقابت می کنند، در حالیکه در اسلام دعوای بین زن و مرد بر سر اعمال زور و قدرت نیست و قوامیت مرد بر زن نوعی حمایت و مسئولیت تلقی می شود. بنابراین در خانواده های اسلامی نوعی تقسیم کار صورت می گیرد و مهمترین رکن رشد و تعالی جامعه بر عهده ی زن قرار می گیرد و آن مساله ی تربیت است.

به دیگر سخن در فرهنگ اسلامی چون مردان متعهد، نگران و مسئول در برابر زنان هستند و زن برای حفظ منافع خود مجبور به رقابت با آنها نیست، فمنیسم معنا پیدا نمی كند. البته می توان گفت به میزانی که مردان بتوانند این نقش خود را به درستی ایفا کنند ،این سخن درست است چون در غیر این صورت یکی از حلقه های زنجیر خانواده کارایی خود را از دست داده و معلوم نیست بقیه ی ارکان آن چگونه عمل می کنند.

اما در بحث تربیت ، زنان متعهد و خدمتگزار جامعه ی ما حاضر نمی شوند حتی اندکی کوتاهی کنند و هر جا که لازم باشد از همه چیز خود در راه این تربیت میگذرند.  (البته در اینجا و در این مقاله معنی کلمه تربیت کمی گسترده تر از معنی رایج آن است و آن در پهنه ی دانشگاه است که و ظیفه ی تربیت اسلامی بدنه ی دانشگاه، بر عهده ی متولیان فرهنگی دانشگاه از جمله بسیج دانشجویی است)

نادیده گرفتن تفاوت میان زن و مرد، منشأ بسیاری از دیدگاه های تنازع گونه است.ما به این تفاوت ها کاملا قائل هستیم و بحث نیز همین جاست چون زنان ما که می خواهند بار تربیت یک جامعه را به دوش بکشند باید در ابتدا خود به رشد کافی رسیده باشند. برای همین است که ما بسیاری از فعالیت ها که برای مردان خوب است را برای زنان لازم می دانیم و دلیل آن را بدست آوردن بینش کافی برای زنان ذکر می کنیم.

 زیرا باور داریم که در فرهنگ اسلامی كار كردن اضطرار نیست بلکه نوعی سلوك انسانی برای شكوفا شدن و رشد كردن است.

و بدانیم که  محصول تفسیر قدرت طلبانه از مقوله جنسی، قدرت طلبی، خودخواهی و ترویج كینه توزی است. تفکر اسلامی تفاوت در برخی نقش های اجتماعی زنان و مردان را ضروری، منطقی و زیبا می داند اما حقوق و امتیازات باید بر اساس ظرفیت ها، استعدادها، نیازهای متفاوت مردان و زنان و نه بر اساس بزرگ نمایی تفاوت ها باشد.انكار هر نوع تمایز و تفاوت میان زنان و مردان منشأ متعصبانه و جنسی دارد و البته نگاه جنسی به همه مسائل هم غیر دینی است.

 اگر ما به عنوان فمنیسم و ضدفمنیسم وارد بازی غربی ها شویم باید به سهمیه بندی قدرت میان زن و مرد تن دهیم .

پس اگر باور داریم که نباید در زمین دشمن بازی کرد بیاید کمی از بالا به مشکلات نگاه کنیم و کلماتی که از غرب برای ما دیکته شده را مرتب تکرار نکنیم.بلکه ترسیم روشنی از مشکلات جامعه ی اسلامی ایران انجام دهیم و سپس در حل مشکل به کمک الگوهای اسلامی بکوشیم زیرا باور داریم که اسلام الگوی مناسب را ارائه کرده است.

پی نوشت:

1-      مطالعات من تا ایجا به این نتیجه رسیده است که: زنان دارای مسئولیت های بزرگ اجتماعی هستند، بنابراین در تمام عرصه هایی که مردان می توانند دخالت کنند ،زنان نیز می توانند دخالت کنند مگر موارد استثنائی که تکلیف سنگینی از دوش زنان برداشته شده است و متقابلا تکلیف مهم دیگری جایگزین شده است و مسائل سیاسی و حکومتی در راس هرم مسائل اجتماع قرار دارند تنها در مساله ی امامت است که وضعیت استثنایی وجود دارد، البته صعود به مقام عصمت و ولایت ،که جوهر اصلی امامت است در شان زن نیز هست ،لیکن رسالت و امامت اجتماعی که با دشواری های طاقت فرسایی همچون جنگها و.. همراه است ،تکلیفی است که زن از آن معاف شده است .از آنجا که در دوران ظهور حضرت مهدی  ، نخبگانی از زنان در کادر آن انقلاب قرار دارند برای ما روشن تر می شود که این هسته ی نخستین یاران امام باید از فهم و درک و دین باوری و دین شناسی ژرفی برخوردار باشند و شرکت در این گروه ،دانش و بینش و توان فکری و علمی و قدرت روحی ویژه ای می طلبد و براساس ضرورت آمادگی برای ظهور در جامعه ی منتظر ،زنان باید در پهنه ی ژرف شناسی دین و درک درست از مدیریتهای اجتماعی و زمامداری گام بردارند و آمادگی هایی را در خود ایجاد نمایند .از این روست که مجمع شهید بهشتی برای تربیت این نیروهای کارآمد و مخلص باید برنامه هایی کاملتری تبیین کند وکوتاه نظری هایی که حوزه فعالیت زنان در جامعه را فقط مقوله ی زنان می داند و نه مقوله های سیاسی ، فرهنگی،اقتصادی،قضایی کاملا تفکری خارج از حیطه ی مهدوی دارد و به گونه ای دیگر می توان بیان داشت که با کمک غرب به حداقل نگری و افتادن در بازی غرب دچار شده است.

2-      این بحث تا حد خوبی مخصوص جامعه ی ارزشی  مذهبی ماست، نه سطح جامعه . (از سری نقد های درون گفتمانی است :دی) بنابراین استدلال ها و نکات فوق ناظر به دیدگاه زنان ارزشی و گوش به فرمان رهبری است ،که چون خط و مشی خود را از ره بر میگیرند، من معتقدم اتهام رسوخ فمنیسم به آنها کمی دور از انتظار است وگرنه در جای خود سیستم های آموزشی ، صداو سیما و... که با تفکرات فمنیسمی اداره می شوند کاملا  تحت تاثیر و نفوذ تفکرات فمنیسمی هستند و برای آنها باید چاره ای اندیشیده شود.

3-      مطلب فوق نگرشی است  پیرامون جایگاه زن در جوامع اسلامی که به کمک مطالعات و صحبت با صاحب نظران متبادر به ذهن شده است از این رو این برداشت ها ضرورتا خالی از اشکال هم نیست .بنابراین اگر مطالب فوق را مخالف نگرش اسلامی می پندارید به نویسنده ابلاغ کنید تا بنیان های فکری حقیر نیز تصحیح شود.

4-      این مطالب نظریات شخصی حقیر بوده و ایدئولوژی مجموعه ای نیست.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط نیلوفر دمنه | 
 

Profile
E-mail
Archive
کمی فلسفه بافی

یادم هست یک معلم دینی داشتیم ، راهنمایی ، داشت تفسیر سوره ی طه را برای‏مان می گفت : "خدا برمی‏گردد می‏پرسد : موسا!آن چیست در دست‏ت؟ - موسا(ع) را تصور کنید ، در سرما و تاریکی با ترس از کوه بالا رفته ، حالا یک صدا می‏شنود -" معلم‏مان می‏گفت : "تا حالا شده کسی را دوست داشته باشید ؟، وقتی از شما چیزی می پرسد ، شما شروع می کنید به جواب دادن و هِی حرف را کِش می دهید ، آن صدا چنین حکمی داشت برای موسا(ع) ، او هم شروع کرد به حرف زدن که خب این عصامِ که به‏ش تکیه می دم ، گوسفندا رو می چرونم و کلی کار دیگه.."
وقتی قرآن رو باز کردیم این آمد..
حالا شده است حکایت ما ، عصای ما شده قلم ما و ما هِی دوست داریم بنویسیم تا آن روز که وقتی خدا پرسید "ما تلک بیمینک؟"سرمان را بالا بگیریم و هی حرف بزنیم برای خدا..

یا علی

حرفی از جنس گفتن
انتخاب من یا دیگران؟
مناظره در شریف
برگ اول
بایگانی حروف!
عصا به دست ها

مائده سادات حسینی
محدثه بنابی
نیلوفر دمنه
پیوندها
مجاااز
سبز شریف
جزر و مد
مهاجر
خودکارهای آبی دخترانه
 

 RSS